محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

64

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

در قبر داشتم ، از آن چه مىخواندم و مىنوشتم ، خرسند بودم و در اتاقى دربسته مىبردم ، فارغ از هر آن چه خارج از آن بود . اين از فضل پروردگار من است ! « 1 » پيش از اين هرگاه از تأليف كتابى فراغت مىيافتم ، با خود مىگفتم كه « اين ، از فضل پروردگار من است . » . . . روزى در يكى از خيابان‌هاى بيروت به ساختمانى عظيم و مرتفع برخوردم كه بر سر در ورودى آن سنگ سفيدى آويخته بودند و بر روى آن با خطى درشت و عميق حك شده بود : « اين ، از فضل پروردگار من است . » با خود انديشيدم : از كجا مىدانى كه اين مهلت و فرصتى از جانب خداوند نباشد تا پس از اين ، نقمت خود را نشان دهد ؟ ! مگر خداوند سبحان برخى از ثروتمندان را چنين تهديد نكرده است : « پس ايشان را يك چند در غفلتشان واگذار * آيا چنين مىانگارند كه آن چه از مال و فرزندان كه بدان مددشان مىكنيم ، در خير و خوبى به نفع ايشان مىكوشيم ؟ * ( چنين نيست ) بلكه ( حقيقت را ) در نمىيابند . » « 2 » و نيز : « تنها ( از آن روى ) به آنان ( كافران ) مهلت مىدهيم كه تا سرانجام بر گناهان خويش بيفزايند و عذابى خفت‌بار ( در پيش ) دارند . » « 3 » از همان زمان بود كه آن چه نوشته و منتشر كرده بودم ، مرا به انديشه وا داشت و اين پرسش‌ها را به ذهنم خطور داد كه آيا تأليفاتم و آن چه از حق

--> ( 1 ) . هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي نمل / 27 : 40 . ( 2 ) . فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ * أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ * نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ مؤمنون / 23 : 54 - 56 . ( 3 ) . إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ آل عمران / 3 : 178 .